تبليغاتX
سمفونی تاریک
خانه | آرشيو | پست الکترونيک
نترس خط سفید ممتد مواظب جاده خواهد بود
سلام دوستان

۱- هفت توقیف شد (اونطوری که تو وازنا خوندم).راستش شدیدا شکه شدم و هنوزم شکه ام دو هفته است شماره نوروزی رو گرفتم اما دلم نمیاد بخونمش ... تو این مملکت کار فرهنگی کردن یعنی خون دل خوردن فقط همین .

۲- سالهاست که عید و نوروز واقعه و تحول بزرگی در زندگی برام نیست . فقط یه تعطیلات دوهفته ایه (که ما ایرانیا همیشه به اول و آخرش اضافه می کنیم وتبدیلش می کنیم به سه هفته ) که آدمو از کار وزندگی می اندازه و به من یادآوری می کنه که یکسال بزرگتر شدم و خسته تر و ... با این وجود سال نو رو تبریک می گم .راستی ماهی سفره هفت سین ما چند ساعت قبل از سال تحویل مرد درست مثل من

 

شعر اول (زمستان ۸۴):

می گویم برای تو کمم 

                            خنده اش می گیرد

می گوید برای هم کمیم

                            گریه ام می گیرد

 و ما در من بودنمان گم می شویم و در کم بودنمان

 

شعر دوم (پاییز ۸۶):

حماسه ای که هنوز خلق نکرده ای انگار

تمام جاده ها بر سرت خراب شدند

وسط تقاطع

پشت رل

ومردمک های گشاد شده از ترس

کیلومتر شمارت را روشن کن

بشمار یک

بشمار دو

بشمار...

تصور کن چند سال نوری مانده

                         تا برسی به بی انتهایی جاده ای       که من نهایتش بودم

آرام باش

سرعت لحظه ایت را فراموش کن

پایت را با پدال یکی کن

این راه پایانی ندارد

===================================

تنها راه رهایی از وسوسه تن سپردن به آن است ( اسکاروایلد) راستی وسوسه چیز خوبیه یا بد

 

|+| نوشته شده توسط مریم فیروزی در سه شنبه 6 فروردین1387 و ساعت 18:15 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar