تبليغاتX
سمفونی تاریک
خانه | آرشيو | پست الکترونيک
چتری در پناه باران

سلام دوستان

 نماز روزتون قبول باشه واسه ما هم دعا كنيد.

۱- قبل ازهر چيز لازم مي بينم در اينجا از استادم (درس ريزپردازنده) جناب آقاي زرين كمال تشكر رو داشته باشم و بگم كه حضورشون در اينجا باعث دلگرمي وافتخار منه وممنون هستم از بابت اينكه لينك منو در سايتشون قرار دادن .

 

 ۲- با اينكه چندان با گذاشتن موسيقي روي وبلاگ موافق نيستم .اما قراره سونات مهتاب بتهوون رو اينجا بزارم تا شايد سمفوني تاريك ما رو اندكي روشن كنه . موافقيد؟

 

 ۳- وبالاخره اينكه با يه شعر اپيزوديك اومدم كه همين امروز مجددا روتوش شده. مثل هميشه منتظر نقدهاي سازندتون هستم.

 

 

 

 

1

هفت سالگي يعني  چتر سرخ و كوچك من :

                                           سرخ بودن من

و توپي كه قل مي خورد...

ويكي يكي...

از پله ها پايين مي افتد        ( تق...تق...تق...)

و" دوره مي كند شب را و روز را و هنوز ... "

 

2

نه شب ...نه مهتاب...

    نه روز ... نه آفتاب...

نه دستهايي كه حالا آرام از شانه هامان آويزان شده اند.

نه گلوله اي كه رنگ خون دارد

و نه خطوط  هندسي  دودهاي ميادين  شهر

                                صداي خنده ات را نمي پوشاند.

      سكوت يك آرامش خيالي است.

 

3

هفده سالگي يعني چتر سياه من : آه ...

چتر قرمز كوچك در هفت سالگي ام

همان چترسیاه بزرگ پدر  است در هفده سالگي ام

 

حيف شد

رنگها چه زود رنگ مي بازند

 

4

ميدوي ميان سونات پائيزي

نت ها در سرت مي رقصند.

 

 چرا پائيز بي بهانه مي گريد؟

 سالهاست  سياهي كلاغ را با زردي اش پوشانده است

                   او رنگها را به بازي گرفته است.

 

راستي براي مترسك شدن  يك پا هم كافيست.

 

5

ديگر نه سخاوت دستانم

نه صداقت رفتارم

نه حلاوت گفتارم

نه بكارت وجدانم          به كار نمي آيد

دستان سردمن در حسرت گرماي دست كسي نيست.

 

6

درخت معبود حقيقي توست

ببين ! هنوز راست قامت است

                             سرما را باور ندارد

تنها برگهايش سپيد شده است

درست مثل موهاي من

 

7

هفتاد سالگي يعني چتر سپيد من :

    يعني سپيد بودن شناسنامه سپيد من

    يعني سپيد بودن موهاي سپيد من

    يعني سپيد بودن ... 

 

       ===============================================

عبارت توي گيومه در اپيزود اول شعر شاملوست كه فكر كنم توي شعري اومده كه براي فروغ گفته( اينقدر بچه ها اومدن گفتن مال يكي ديگه است كه گفتم خودمم بهش اشاره كنم . فكر مي كردم اينقدر معروف هست كه نياز به توضيح نداشته باشه . در ضمن آوردنش كاملا خود آگاه بوده .  )  

 

 

|+| نوشته شده توسط مریم فیروزی در پنجشنبه 5 مهر1386 و ساعت 14:26 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar