| خانه | آرشيو | پست الکترونيک |
|
پیش از بهار
برای درخت پشت پنجره در چهار فصل
کلمات روحش را خوردهاند و حالا بیابر، بی باران، بی طوفانی سهمگین از نو مثل آب برای تولد مثل روزگار برای یک ختم متفاوت مثل... فکر کن شاید زنی در همین حوالی لباسهایش را یکی یکی از روی بند و درختها یکی یکی از جا برخاسته وآخرین درخت واژهها را یکی یکی بر زن آویخته و زن با یکی یکیشان درآمیخته فرض کن فردا درختها یکی یکی قرمز ، یکی یکی زرد پیش از آنکه بهار تولدش را جشن بگیرد او را زادهاند از نو یکییکی کلمات |+| نوشته شده توسط مریم فیروزی در یکشنبه 3 اردیبهشت1391 و ساعت 20:10 |
دوازده گربه در یک زن
برای خانه ام با پنجره ای در بعد از ظهرهای رو به اتوبان
سلام با هوای ابری پنجره اشتباه است باید کمی عقب جلو شود و فکرهایم را پس دهد فکرهای پراکندهای از زن زنی که هر روز رأس ساعتی به خصوص با پیاده رو میخوابد زنی که هر روز رأس ساعتی متفاوت در اتوبان زیرگرفته میشود و فکرهای پنجره او را به شکل دیگری به دنیا خواهد آورد زنی که در کنار تسلیماش به درخت کلاغ ها را به شهادت می گیرد و با دوازده گربه در تن اش تیرباران میشود
سلام با هوای بارانی چترها اشتباهاند چیکو چیکو چیکو مدام میآید با مرد پیتیکو پیتیکو پیتیکو افسون میشود با اسب زن در هوا تاربک میشود درباد پراکنده میشود و با شکوهاش از اندوه در فکر مینشیند
سلام با هوای برفی صداها اشتباهاند زمین را مضاعف می کنند می گریزند از شنیدهها و بچه گربهها یکی یکی از چنگالش فرو میافتد
سلام با هوای آفتابی زن اشتباه است دارد زخم هایش را مدون می کند در ریههایش فرو میرود در نفساش قرار میگیرد و از انتهایاش در باران در برف در مجاور دود میشود با پکهایی برعکس
امروزهای ابری بارانی برفی آفتابی شب میشود زن از فکر پنجره عقب مینشیند و از میان تاریکی گربه های اتوبان را به فرزندی میپذیرد
پاییز 90
|+| نوشته شده توسط مریم فیروزی در چهارشنبه 18 آبان1390 و ساعت 10:39 |
تقدیم به صبر ایوب/ عصای موسی/ لحظه های عیسی/عمر نوح/آوازهای داوود و خاطرات سلیمان که گاهی می تواند ن
|+| نوشته شده توسط مریم فیروزی در یکشنبه 22 خرداد1390 و ساعت 15:53 |
اوه ماریا
و من با دست های بالا اعتراف می کنم اوه ماریا سانتا ماریا عروسکی شده بودم شبیه خیمه شب بازی که بازی اش سلاخی شده بود با دو چشم مریم شدم که تقدیسم کنی که نخهای آویزان شهادت می دهند به واژگان جدیدی از جنس عروسک که بی هوا می رقصند بی دست بی نخ بی قلاب عروسکم کن در شب عروسی ام اوه ماری ماریا سانتا ماریا مریم مجدلیه شد مریم مقدس شد... تا بی حساب مادر شوم ...و در آوازهای روزاری از شکل تازه ی قهرمان دم بزنم من از بینهایت خودم عاجزم و تازه حرف که می زنم می فهمم شر و ور های تو از کجا آب می خورد اوه ماری ماریا تقدیسم کردی و من به جرم لیلی نبودن عاشقم که لیلی در پناه شیرین، فرهاد می خواند : بااااااااااااز صدای بی صداااااااااااااااااااااا مث یه کوه... اوه ماریا من با تمام بکارتم ، مادرم و بر مزار بچه های نداشته ام مرثیه می خوانم قسطهای عقب افتاده ی روحم را از دوستت دارم هایت وام می گیرم و ازته دل قهقهه می زنم به عروسکم که با دروغهای بزرگ راحت تر می خوابد اوه ماریا حالا عروسکم کوک می شود روی ساعت چند و میان عروسکهایت سرخاب را قسمت می کند سرمه را قسمت میکند چشمها را به خط می کشد توی صف سایه می کشد به روی سایه های تو وقتی عروسکها را یکی یکی بغل می کنی تا تصمیم وقت خوابت را بگیری اوه ماری، ماریا، سانتا ماریا اوه ماری، ماریا، سانتا ماریا آوه ماریا
به لیلی بگو حوا دارداین روز ها دست به عصا راه می رود مجنونم کن شاید از مریم استعفا دهم
|+| نوشته شده توسط مریم فیروزی در پنجشنبه 28 بهمن1389 و ساعت 13:2 |
بدون عنوان
پس از عبور لبخندها پس از فرصت نگریستن در آینه زنی می شوم استحاله در مرد تا عاشقش کنم : عاشق می شود من: زنی پیچیده در سکوت تو: مردی بیرون تر از نگاه - سلام - سلام -مایلی کمی قدم بزنیم؟ و قدم زدیم |+| نوشته شده توسط مریم فیروزی در شنبه 13 آذر1389 و ساعت 10:18 |
|
منوي اصلي
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته هاي پيشين
اردیبهشت 1391آبان 1390 خرداد 1390 بهمن 1389 آذر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 آبان 1387 شهریور 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 موومان اول
مریم فیروزی در وازنامریم فیروزی در سایت تاسیان مریم فیروزی در سایت جن و پری مریم فیروزی در سایت دانوش مریم فیروزی در سایت پیاده رو lمریم فیروزی در سایت لیلا صادقی مریم فیروزی در سایت امضا مریم فیروزی در سایت وازنا مریم فیروزی در سایت گاف مریم فیروزی در سایت دانوش آرشيو پيوندها موومان دوم
موسیقی طلایینقاشیهای آقای معرک نژاد كوچه هفت پيچ آب و كاشي شب شعر سورئاليست عروسك كوكي ! شاعر شنیدنی است...غزلک به روز شدگان بچه ها بيرون قرن چندم است؟ سنگواره ها باغ آيينه / عارف رمضانی مرگ يك اتفاق معمولي است من حرف مي زنم اصلا هيچ كس صدايم را غلاف كردم به نشانه تسليم 2 سيد مهدي موسوي حجم شعر شعر حجم فروتر از خاک مردن چقدر حوصله ميخواهد انجمن شاعران مرده عمو خرچنگ /ناما جعفري دکتر داوود بیات هزیان های یک خوابگرد امارانت/سيد محمد آتشي صدای بی صدا تماشاگه راز بوطیقا فریاد فرید آخرین پنجره سایه تاریک ریسمانی از داستان این در نباید باز می شد ايستگاه شعر و آن خط پنجم منم شبح آینه پوش صندلی های بی پایه نان روزانه / محبوبه باران سپید حسن اسحاقی پابرهنه تا ماه آواز دسته جمعی ملاحان گمشده گير و دار چشمهايت را نبند زمين مجنون توست قاب بی شیشه سراب آبی حیاط کوچک پاییز شعر امروز / حامد خدادادی شاد باشید طلوع عشق /آزاده دواچی رز سفید /امیر علیمرادیان گرگ و میش / علیرضا عسگری مریم اسحاقی ادبیات داستانی / خلیل رشنوی حیاط کوچک پاییز/قاصدک شعر درمانی/خیرالله فضلی راه به روایت عاشق نابینا پیام آموزش هم گریه / جلالی شمعدانی /عاطفه صرفه جو ليلا كردبچه نگاه تازه/زهرا محمدپور طولانی تر ازسکوت/منیژه رزاقی موومان سوم
موومان چهارم
امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |